31.1 C
تهران
15 خرداد 1399
تولید صنعت ویژه

تبعات اقتصادی کرونا و سناریوهای احتمالی/اقتصاد دنیا با ویروس کرونا راه به کجا خواهد برد؟

هفته گذشته کنگره امریکا در واکنش به ویروس کرونا یک بسته حمایتی بی سابقه‌ی 2 تریلیون دلاری تصویب کرد. در این راستا فدرارل رزرو نیز سیاست های بی سابقه ای اتخاذ کرده است. تصمیمات مذکور باعث شکل گرفتن این سوال می شود که مگر طبعات اقتصادی کرونا تا چه میزان شدید خواهد بود و قرار است چه اتفاق رخ دهد که سیاستگذاران را تا مرحله تصویب چنین سیاست‌های بی‌سابقه ای پیش برده است؟

اکسپورتنا: پوریا ناظران، اقتصاددان و تحلیلگر مسائل اقتصادی در یادداشتی نوشت: برای بررسی طبعات اقتصادی کرونا باید آنچه که تا اینجا درباره کیفیت شیوع کرونا می‌دانیم را مرور کرده و سپس تبعات اقتصادی آن را بررسی کنیم.

جمهوری خلق چین از اواخر دسامبر متوجه شیوع کرونا در کشورش شد و از 23 ژانویه شهر ووهان و سایر شهرهای استان هوبِی را قرنطینه نظامی کرد. به این معنی که مردم باید در خانه می ماندند و سرباز و نیروهای نظامی اجازه خروج افراد از خانه‌هایشان را حتی برای کمی پیاده‌روی نمی داند.

لازم به ذکر است، برای اینکه ابعاد قرنطینه نظامی را احساس کنید، باید بگویم که جمعیت استان هوبی 58 میلیون نفر و شهر ووهان 11 میلیون نفر است.

در تاریخ دوم فوریه، یعنی 10 روز از آغاز قرنطینه، تعداد بیماران استان هوبی به اوج خود رسید؛ در این روز 4 هزار مبتلای جدید شناسایی شد و سپس تعداد مبتلاهای جدید رو به کاهش گذاشت تا 7 مارچ که به زیر 100 نفر رسید. به این معنی که از روزی که تعداد افراد مبتلا به پیک رسید تا زمان بازگشت به زیر 100 نفر، پنج هفته زمان صرف شد.

12 روز بعد، یعنی 19 مارچ تعداد افراد مبتلا در هوبی به صفر رسید و در حد صفر باقی ماند و اکنون قرار است از 9 آوریل یعنی 20 روز بعد از پیدا شدن آخرین فرد مبتلا، شهر از قرنطینه نظامی خارج شود. یعنی از اول تا آخر این ویروس تقریبا 2 ماه و نیم طول کشید.

البته تمام موارد یاد شده بر مبنای آمار رسمی کشور چین است به این معنی که مثلا چین افرادی که تست آنها مثبت است؛ اما عارضه بیماری ندارند را در آمار رسمی خود اعلام نمی‌کند. حتی علیرغم آن مثل هر آمار رسمی در مورد آمار چین نیز شک و تردیدهایی وجود دارد؛ اما فرض کنیم اعداد واقعی بر اساس آمارهای رسمی صحیح است.

در واقع از قرنطینه نظامی تا پیک تعداد مبتلایان جدید 10 روز طول کشید و از پیک تا کاهش به زیر 100 نفر مبتلاهای روزانه پنج هفته زمان صرف شد و از کاهش به زیر 100 نفر تا رسیدن به صفر 12 روز طول کشید. قرنطینه نظامی به اندازه سه هفته بعد از پیدا شدن اخرین مبتلا ادامه داشت. مجموعه این قرنطینه نظامی برای هوبی 2 ماه و نیم طول کشید. در نهایت سرانه ابتلا به بیماری در استان هوبی 1170 نفر به ازا هر یک میلیون جمعیت هوبی رسید.

تجربه کره جنوبی در مقابله با کرونا

تجربه کره جنوبی نیز جالب است. 8 ژانویه کره اولین مبتلا به کرونا را شناسایی کرد. کره سریع تر از کشورهای دیگر ظرفیت تست خود را افزایش داد و از نیمه فوریه در مقیاس بالاتر، انجام تست را آغاز کرد. 19 فوریه 27 نفر مبتلا شناسایی شد. سوم مارچ یعنی 2 هفته بعد تعداد مبتلاهای جدید در 850 نفر به اوج رسید و یک هفته بعد تعداد مبتلاها به حدود 100 نفر کاهش پیدا کرد.

اکنون دو هفته است که تعداد مبتلاهای جدید از روزانه 100 نفر نه افزایش و نه کاهش پیدا می کند. در مجموع تا این لحظه کره جنوبی 9 هزار و 500 مبتلا دارد که با جمعیت حدودی 50 میلیونی سرانه ابتلا در آن در هر یک میلیون نفر 186 مبتلا به کرونا است.

موج شیوع کرونا در ایتالیا از کجا شروع شد

ایتالیا آخر ژانویه اولین فرد مبتلا به کرونا را شناسایی کرد. 26 فوریه یعنی تقریباً یک  ماه بعد برای اولین بار تعداد مبتلاهای جدید ایتالیا از 100 نفر فراتر رفت و از 23 فوریه ایتالیا منطقه ای با حدود 50 هزار نفر سکنه را در قرنطینه پلیسی قرار داد. به این معنی که افراد اجازه خروج از منزل تنها با دلایل موجه را دارند اما در صورت عدم دلیل موجه پلیس می تواند آنها را جریمه و حتی بازداشت کند.

پس 23 فوریه این منطقه 50 هزار نفری ایتالیا قرنطینه می شود، 10 روز بعد سوم فوریه ایتالیا اعلام می کند که شاید قرنطینه را گسترش دهد. چهارم مارچ مدارس و دانشگاه ها به مدت 10 روز تعطیل اعلام می شود.

8 مارچ یعنی 2 هفته بعد از آغاز قرنطینه 50 هزار نفری، 1500 مبتلای جدید در ایتالیا شناسایی می شود. ایتالیا اعلام می‌کند که قصد قرنطینه منطقه لمباردی در شمال ایتالیا و همینطور 14 منطقه دیگر در مرکز و شمال ایتالیا را دارد که 16 میلیون نفر در این مناطق زندگی می کنند.

روز بعد یعنی 9 مارچ 1800 نفر مبتلای جدید شناسایی می شود و قرنطینه به کل ایتالیا بسط پیدا می کند. 10 روز بعد، 19 مارچ تعداد افراد مبتلا روزانه برای اولین بار از 5 هزار نفر عبور می کند.

از آن نقطه تا کنون 10 روز است که تعداد مبتلایان جدید روزانه ایتالیا میان 5 تا 6 هزار نفر است که احتمالا منعکس کننده ظرفیت تست ایتالیا است. یعنی بعد از سه هفته قرنطینه کل ایتالیا، تعداد مبتلایان این کشور هنوز کاهش نیافته و کل مبتلایان به 100 هزار نفر رسیده است. یعنی از هر یک میلیون ایتالیایی اکنون 1600 نفر مبتلا هستند.

نرخ ابتلا در سوییس و اسپانیا هم 1600 نفر به ازا هر یک میلیون نفر است.

کرونا در ایران با چه سرعتی پیش می‌رود؟

جهت مقایسه بر اساس آمار رسمی، نرخ ابتلا در ایران اکنون حدود 500 نفر به ازا هر یک میلیون است با توجه به ظرفیت تست احتمالا آمار واقعی ایران هم نزدیک تر باشد به آنچه که در ایتالیا، اسپانیا و سوییس می بینیم.

آمریکا تست در مقیاس بالا را بعد از همه این کشورها اغاز کرد. در واقع تازه از نیمه مارچ امریکا شروع کرد در مقیاس بالا تست کردن و البته در واقع ایالت نیویورک شروع کرد تست هنوز در خارج از نیویورک خیلی محدود است.

نکته دیگر درباره آمریکا این است که اگر بسیاری از ایالت ها توصیه ماندن در خانه می شود اما هنوز منع پلیسی و نظامی د ران برقرار نشده است. همین جمعه که گذشت تعداد مبتلایان امریکا از پین جلو زد. در این لحظه امریکا با 120 هزا رمبتلا صدرنشین جدول است فقط 20 هزار تاشون امروز شناسایی شد.

تقریبا نیمی از مبتلایان امریکا در ایالت نیویورک هستندکه عمدتا هم یا در شهر نیویورک  یا در شهرهای اطراف  و اغماری نیویورک. در نیویورک با ماشین سرکار رفتن تقریبا بی معنی همه با قطار مترو اتوبوس یا پیاده سر کار می روند یعنی یک منطقه ای است بسیار پر تراکم با خیابان هایی باریک که با ماشین رفت و آمد کردن خیلی معنی نمی دهد.

این تراکم بالا و ان نقش مهمی که سیستم حمل و نقل عمومی ایفا می کند باعث شد که سرایط در نیویورک خیلی سریع تر از جاهای دیگر باشد و برای همین هم تست در مقیاس وسیع در نیویروک قبل از جاهای دیگر شروع شد. اکنون از هر یک میلیون امریکایی 350 نفر مبتلا هستند اما در شهر نییویورک به ازا هر یک میلیون نفر تقریبا 4 هزار نفر مبتلا هستند . در شهرهای اغماری نیویورک این نسبت بیشتر هم هست.

پس سرانه ابتلا در هوبی 1170 نفر، کره 186 نفر، ایتالیا، اسپانیا، سوییس حدودا 1600 نفر، امریکا 350 نفر و نیویورک 4 هزار نفر. حالا که طول و عرض داستان دستمان آمد طبعات اقتصادی آن چیست؟

شکل و شمایل اقتصاد پس از شیوع کرونا

رفاه امروز بشر مبتنی بر تخصصی شدن تولید است. یعنی بر مبنای سبک زندگی و نیاز جامعه به محصولات و سرویس های مختلف یک جور هماهنگی نانوشته ای میان ما ایجاد شده که چه کسی ارایشگر باشد چه کسی راننده معلم مکانیک و …. باشد که در علم اقتصاد به آن می گویند مزیت نسبی. در واقع هر کسی مزیت نسبی خود را پیدا کرده است.

هر کدام از ما جای خود را در اقتصاد پیدا کرده ایم. در واقع بازار آزاد و قیمت نقش خیلی مهمی در پیدا کردن این مزیت نسبی ایفا می کند که برای اینکه هر کدام جای درست خودمان را در اقتصاد پیدا کنیم، خیلی مهم است که آن قیمت ها نسبت به هم درست باشند.

نکته این است که وقتی سبک زندکی مردم ناگهان تغییر می کند، این هماهنگی که برقرار بود دیگر مناسب با شرایط جدید نیست. مثلا وقتی به خاطر نگرانی از بیماری که به شدت مصری، به یکباره مردم کمتر سفر می روند و کمتر از سینما و مال استفاده می کنند و رستوران نمی روند، یعنی به افراد کمتری برای اشتغال در این صنایع نیاز داریم. یعنی آنها بیمار می شوند.

وقتی یک آرایشگر و مکانیک بیمار شود، هم آن نیروی انسانی بیکار شده و هم ظرفیت سرمایه آن که مغازه و ابزار کارش است، همه بی استفاده می مانند.

پس وقتی ناگهان سبک زندگی به هم می خورد، به دلیل یک ویروس مصری هماهنگی در تخصصی کردن تولید ایجاد شده بود، به هم می خورد و این باعث می شود از توانایی های یک سری از فعالان اقتصادی و سرمایه های اقتصادی آنها استفاده نشود.

این باعث می شود تولید ارزش افزوده کم شود و لذا رفاه جامعه کاهش پیدا کند. به کاهش تولید و ارزش افزوده رکود گفه می شود و دقیقا رکود به این دلیل بد است که رفاه مردم را کاهش می دهد. برای انهایی که کارمند هستند و به خاطر این شوکی که وارد شده بیکار می شوند مجددا کار پیدا کردن طول می کشد یعنی حتی بعد از فروکش کردن این بیماری مسری و برگشتن سبک زندکی به شرایط عادی در واقع ممکن است ماه ها ان فرد بیمار باشد.

اولا این برای آن فرد و خانواده اش سخت است و ثانیا برای کل اقتصاد ضرر است. کسانی که بیکار شدند مصرفشان را کم می کنند. کسانی که هنوز کار دارند با دیدن ریسک بیکار شدن، مصرفشان را کم می کنند تا پس انداز احتیاطی خود را افزایش دهند؛ پس در کل جامعه تقاضای مصرفی کاهش پیدا می کند یعنی علاوه بر این ویروس حالا به خاطر رکود اقتصادی که در حال شکل‌گیری است، مردم هم سبک زندگیشان را عوض می کنند. پس هماهنگی که صحبت کردیم بیش از پیش به هم می خورد و باز عده بیشتری بیکار می شوند.

آنهایی که صاحب کار هستند مشکل دیگری هم دارند. برخی از آنها مغازه یا محل شرکت خود را اجاره کردند و علیرغم اینکه اکنون درآمد ندارند، تازه باید اجاره هم دارند.

برخی از آنها محل را خریداری کردند و باید اقساط وام بانکی را پرداخت کنند، حتی افرادی هم که محل کار را اجاره کرده باشند، شاید از کسی اجاره کرده که بر روی درآمد اجاره این محل حساب باز کرده و شاید برای قسط یک وام بانکی دیگری را پرداخت کند.

هماهنگی در تخصصی شدن تولید به هم خورد

یعنی وقتی یک شوکی وارد می شود هماهنگی در تخصصی شدن تولید را به هم می زند. علاوه بر بیکار شدن عده ای، عده دیگری در بازپرداخت به موقع وام خود دچار مشکل می شوند . این باعث می شود زیان بانک ها و موسسات مالی افزایش پیدا کند.

در این شرایط طبعا موسسات و بانک ها اعطای تسهیلات خود را کاهش می دهند. این مشکل بنگاه ها را تشدید می کند که بیکاری باز هم بیشتر منجر می شود. از طرفی کاهش اعطای اعتبار سرمایه گذاری جدید را هم کاهش می دهد که باعث می شود رشد اقتصادی در آینده کمتر شود و این یعنی بعد از فروکش کردن ویروس شغل جدید برای آن بیکارها نیست. به همه این مصائب این را هم اضافه کنید که کارمندهای بیکار شده هم حتما اقساطی داشتند که اگر نتوانند پرداخت کنند، زیان موسسات و بانک ها را افزایش می دهد و زنجیره اعتبار در جامعه پاره می شود.

اگر از اقتصاد ایران که با تحریم خاصی هم درگیر است بگذریم در اقتصادهای معمولی برای ارزیابی ریسک رکود در اینده به دو چیز نگاه کنید اولا ریسک افزایش نرخ بیکاری و دوم ریسک کاهش اعطای اعتبار. این دوتا است که رکود را رقم می رند و هرچه شدیدتر باشد رکود را شدیدتر می کند و هرچه این رکود شدیدتر باشد دوره خروج از رکود و بازگشت به شرایط قبلی را طولانی تر خواهد کرد.

اقتصاد آمریکا در این روزها چه می‌کند؟

حالا میرویم سراغ اقتصاد امریکا در این روزها؛ دو هفته پیش که دورکاری در نیویورک شروع شد و ناگهان رفت و آمد در شهرها به شدت کاهش پیدا کرد اکثرا گمان می کردند که از اوایل اوریل شرایط عادی می شود.

بدبین تر ها گمان می کردند این شرایط تا نیمه دوم اوریل هم ادامه خواهد داشت. اگر واقعا تا آخر اوریل شرایط زندگی عادی می شد این بحران تبعات اقتصادی ماندگاری نداشت. یعنی از ماه می شرایط عادی می شد و تقریبا به وضعیت قبل از کرونا باز می گشت چون یک ماه انقدر کوتاه است که بیشتر شرکت ها انقدر پول ذخیره دارند که کارمند زیادی اخراج نکنند و بتوانند اجاره و اقساط خود را پرداخت کنند البته قطعا یک عده بیکار خواهند شد اما ابعاد مسئله برای اقتصاد امریکا کوچک بود و اقتصاد به سرعت به وضعیت پیش از کرونای خودش باز می گشت.

اما هر قدر دوره این ویروس طولانی تر شود خونه نشینی مردم بیشتر طول بکشد بیکاری ها افزایش خواهد داشت و اعطای اعتبارها کمتر خواهد داشت. هر قدر بیکاری بیشتر و اعتبار کمتر شود رکود عمیق تر و دوره خروح از رکود طولانی تر خواهد شد.

در هوبی وقتی تعداد مبتلایان روزانه به اوج رسید تا بازگشایی اقتصاد 2 ماه طول کشید. الان نه ایتالیا به اوج مبتلایان رسیده نه امریکا. یعنی در خوشبینانه ترین حالت اقتصاد اروپا و امریکا تا خرداد نمی توانند عادی سازی شوند.

سه ماه خانه نشینی به بیماری های زیادی منجر می شود. سه ماه درامد نداشتن هم باعث میشود اجاره ها و اقساط از سررسید رد شود؛ به همین دلیل کنگره امریکا یک بسته محرک اقتصادی 2 تریلیون دلاری تصویب کرد.

هم به مالیات دهنده ها یک چک می دهد که قسط هاشون کمتر عقب بیفته و هم به شرکت ها خرد و کلان وام می دهد تا آنها هم کارمند اخراج نکنند و هم اقساطشان عقب نیفتد.

در واقع اگر شرکت ها این وام را دریافت کنند دیگر نمی توانند کار مند اخراج کنند و در پی آن کارمندها کماکان درآمدی دارند که این چند ماه را سپری کنند بدون اینکه اقساط عقب بیفتند و خود شرکت ها که وام دولتی گرفتند می توانند اقساطشان را پرداخت کنند و اینگونه چرخ اقتصاد ناگهان متوقف نمی شود و فعلا می چرخد تا زمانی که بتوان درها را باز کرد.

در واقع آن هماهنگی که بالا به آن اشاره شد اکنون موقتا به هم خورده اگر این تبدیل به بیکاری و کاهش اعطای اعتبار هماهنگی بیش از پیش به هم می خورد و وقتی ویروس به اتمام برسد انچه برای ما باقی می ماند یک اقتصاد صدمه دیده است؛ لذا دولت به پشتوانه درآمدهای مالیاتی سالهای آینده الان کمک می کند که کارمندها سرکار بمانند و شرکت ها اقساطشان را پرداخت کنند تا اقتصاد برای زمان فروکش ویروس کرونا اماده باشد. اماده برای حرکت مجدد.

اگر واقعا کرونا تا اوایل خرداد فروکش کند این بسته احتمالا کار خودش را می کند و موثر است اما یادمان باشد در هوبی که از پیک مبتلایان روزانه تا بازگشایی دو ماه طول کشید در نهایت در زمان بازگشایی سرانه ابتلا رسیده بود به 1170 نفر به ازا هر یک میلیون نفر.

سرانه سه کشور اروپایی الان به 1600 نفر رسیده و هنوز رو به افزایش است. حتی تعداد مبتلایان روزانه هم به پیک نرسیده. تا تعداد کل ابتلا به حداکثر برسد این تعداد می خواهد خیلی بیشتر افزایش پیدا کند.

نیویورک که سرانه به 4 هزار نفر به ازا هر یک میلیون نفر رسیده است و البته هنوز در حال افزایش است پس ما هنوز به پیک هم نرسیدیم. در حالی که این امید هست که بسته محرک کنگره کافی باشد اما این نگرانی هم هست که شیوع بیماری تا تابستان هم ادامه پیدا کند. حتی اگر به همه بگویند برگردید سر کار خیلی از مردم نگران از بیماری خواهند شد و احتمالا احتیاط می کنند سفر نمی روند رستوران،مال و سینما نمی روند و زندگی عادی خود را آغاز نمی کنند.

همین یعنی اقتصاد سریع به شرایط عادی خود باز نمی گردد. به این مسئله اضافه کنیم اماری که 5شنبه گذشته اعلام شد. 3.3 میلیون نفر در امریکا فقط هفته قبل تر بیکار شده بودند تعداد کل شاغلین امریکا 160 میلیون نفر است و تعداد بیکارها 6 میلیون نفر یعنی اگر 2.7 میلیون نفر دیگر در روزهای اخیر بیکار شده باشند و یا بشوند نرخ بیکار یامریکا دو برابر شده به همین سرعت. در اوج بحران قبلی امریکا 15 میلیون بیکار وجود داشت. الان همه نگران هستند که در طول ماه اوریل نرخ بیکاری می خواهد تا چه سطحی افزایش پیدا کند چراکه این نخ بیکاری به ما می گوید که چقدر طول خواهد کشید تا بعد از کرونا وضعیت اقتصاد عادی شود.

اما بزرگترین نگرانی اقتصادها ایمن گله ای است. به این معنی که انقدر تعداد افراد زیادی این بیماری را گرفته اند و حالا نسبت به ان ایمن شدند که حالا ویروس نمی تواند خیلی از فرد به فرد سرایت کند و آنهایی که هنوز نگرفتند را مبتلا کند. ب

ر اساس مطالعات اپیدمیو لوژیست ها در گذشته بیماری هایی که از مرحله اپیدمی به پاندمی رسیدند؛ یعنی عالمگیر شدند دیگه فروکش نکردند تا ایمنی گله ای محقق شود.

البته ما امروز در یک اقتصاد متفاوتی زندگی می کنیم؛ امروز اینترنت، کامپیوتر و … هست و بسیاری از افراد می توانند از منزل فعالیت کنند و در آن زمان چنین امکاناتی در دسترس نبود. اما با این وجود این نگرانی هست که وقتی سرانه ابتلا بیش از هزار در یک میلیون شود در حالی که هنوز هم به پیک نرسیدیم احتمالا برای فرونشاندن بیماری دیر شده و تا دو سوم جامعه مبتلا نشوند بیماری فروکش نمی کند.

البته اگر دو سوم ظرف یک ماه مبتلا شوند به خاطر نبود امکانات بیمارستانی امکان فوت خیلی زیاد خواهد بود؛ بنابراین بهتر است که این دو سوم مثلا در طول یک سال مبتلا شوند تا نظام درماین از عهده آن بربیاید؛ اما این یعنی خونه نشینی باید یک سال ادامه داشته باشد.

حتی اقتصاد امریکا هم استطاعت اعطای یک محرک اقتصادی کافی برای نگه داشتن اقتصاد به مدت یک سال را ندارد. اگر خانه نشینی برای یک سال ادامه پیدا کند ما فقط در امریکا صحبت از نرخ بیکاری بالای 30 درصد و کاهش GDP منفی 50 درصدی را داریم.

این دیگر رکود به معنی ترجمه resection نیست این دیگر dip ration  یا شرایط بحرانی است. در چونان سطحی از بیکاری، دزدی، خفت گیری جرم و خشونت بیداد خواهد کرد. شیرازه جامعه از هم می پاشد. این مختص امریکا هم نیست هر کشوری که بخواهد در طول یک سال و به تردیج ایمنی گله ای محقق کند وقتی ایمنی گله ای محقق شود دیگر چیزی از اقتصاد بر جای نخواهد ماند و چه بسا چیزی از جامعه هم باقی نماند. اگر تا اردیبهشت مشخص شود که کرونا قابل مهار نیست و تنها راه ایمنی گله ای است. این موضوع در جوامع به بحث گذشاته می شود. اینکه کدام بهتر است اینکه یک سال بنشینیم در خانه فقز و خشونت تشدید شود و بیکاری زیاد شود تا بتوانیم با حداقل فوت ایمنی گله ای ایجاد کنیم یا اینکه بپذیریم که 10 تا 20 درصد افراد مسن و افراد با بیماری زمینه ای خواهند مرد و یک دهم درصد هم از باقی جامعه خواهند مرد ول یحداقل جامعه را متوقف نکردیم. البته در این حالت هم فعالیت اقتصادی کند می شود چون بالاخره سبک زندکی ها تغییر خواهد کرد. یعنی ما با یک رکود طولانی مواجه خواهیم بود اما دست کم به بیکاری 30 درصدی و رشد اقتصادی منفی 50 درصدی منجر نمی شود.

ما با سه سناریو مواجه هستیم:

1- چند هفته خانه نشینی برای ریشه کن کردن بیماری کافی است؛ این امیدی بود که داشتیم که مشخصا آب از سر این سناریو گذشته است.

2- در بهترین حالت بیماری تا اوایل خرداد فروکش می کند. این البته همه اقتصادهای درگیر را با رکود مواجه می کند. بسته اقتصادی 2 تریلیون دلاری امریکا کمک می کند که اقتصادش به نسبت آسیب کمتری ببیند اما به هر حال رکوی خواهد بود و خروج از آن هم زمان می برد. اما این در بهترین حالت، تضمین شده نیست.

3- اکر در هفته های اینده تراکم ویروس در جوامع افزایش پیدا کند شانس مهارش را از دست می دهیم هم اکنون هنوز شانسی وجود دارد که به خود ما بستگی دارد و بسیار یاز دولت ها هم نمی توانند کاری انحام دهند و به دست مردم است و یک کاری کنیم که نذاریم تراکم بیار یاز این حد بیشتر شود تا فرصت مهار ان را از دست ندهیم.

اما اگر در هفته های آینده این فرصت را از دست بدهیم در آن صورت مجبور می شوم به ایمنی گله ای تن دهیم که در این صورت 2 گزینه پیش رو داریم؛ یا یک سال خانه می مانیم تا ایمنی گله ای به مرور محقق شود و بیمارستان ها بیش از این تحت فشار قرار نگیرند و یا در بیمارستان را به روی بیماران کرونایی می بندیم و هر فردی که مبتلا شد منزل بماند تا خوب شود یا فوت کند و حتی شاید سعی کنیم افراد مسن و مریض در شهرهای ایزوله ای مستقر کنیم که ریسکشان کم شود؛ اما هدف این باشد که نگذاریم چرخ های اقتصاد کامل متوقف شود.

بگوییم فعالیت همه جا عادی اما هزینه آن این است که شاید یک پنجم افراد مسن یا با بیماری های زمینه ای امسال فوت کنند. به هر حال بهار سختی پیش روی تمام کشور ها ست. شاید به زودی در موقعیتی قرار بگیریم که مجبور بشیم تصمیمات بسیار سختی بگیریم شاید بد نباشه از حالا بهش فکر کنیم.

 

دکتر پوریا ناظران

 اقتصاددان و تحلیلگر مسائل اقتصادی

نوشته های مرتبط

وام‌های ارزی تولیدکنندگان فشاری بر قیمت ارز ندارد/آیین‌نامه بازگشت وام‌های ارزی بازنگری می‌شود

سعید

ردپای آربیتراژ در بازار ارز/ تفاوت نرخ ارز در صرافی‌های بانکی و بازار به 700 تومان رسید

سعید

پیگیری‌های کمیسیون تسهیل تجارت اتاق تهران نتیجه داد/سقف و سابقه برای واردات کارتهای بازرگانی غیرتولیدی حذف شد

سعید

ارسال دیدگاه